رییس جمهور و پشه های شهرکرد!
خاطره ای از یک سفر !
رییس جمهور و پشه های شهرکرد!
از آنجایی که هنوز مارکوپولو باقی مانده ام ! سفرها و ماموریت ها یکی پس از دیگری می آیند و می روند. در سفر اخیر ریاست محترم جمهوری به استان چهارمحال و بختیاری ، ما هم برای طرح های سازمان حضور یافتیم . ساعت 8 یا 9 شب بود که از کارهای مربوطه فارغ شدیم ، برای بساط آتش و کباب و ... به پل زمان خان ، اطراف شهرکرد رفتیم.

از آنجایی که تیمی اداری بودیم و پل زمان خان هم از مردم مملو ، نگاه های معنادار و گاه بی معنای مردم تعقیبمان می کرد.
بالای پل زمان خان ایستاده بودم و به خروش وحشیانه آب مینگریستم. ناگاه مردی سپیدموی جلو آمد و پرسید : شما از همراهان رییس جمهورید؟ انکارکردم.
ولی او بی توجه به انکار من ادامه داد: مشکلات زیاد است. گفتم چیست؟
گفت بالای سرت را نگاه کن ، در همین حال چندین نفر دیگر هم اضافه شدند و گفتند : بالای سرت را نگاه کن.
نگاه کردم و جز گله عظیمی از پشه ها ندیدم! گفتند مشکل همین پشه هاست. به آقای رییس جمهور بگویید چرا این پشه ها را جمع آوری نمی کند؟!
من که بهت زده شده بودم و بالا رفتن دود از کله ام نمایان !
تا به خود جنبیدم که بگویم ، پشه هایتان را هم باید آقای رییس جمهور جمع کند ،
ولی فرصت ندادند و از ساز و کار جمع آوری آن و تولید سنجاقک برای جمع آوری پشه ها گفتند و گفتند و گفتند...!
و من به فکر فرو رفتم که توقعات مردم از رییس جمهور تا کجاست.
و آیا این توقعات بخاطر نزدیکی زبان احمدی نژاد به مردم است ؟
و یا بخاطر توقعات زیاد مردم ؟
و یا از ناآگاهی حاشیه نشینان از مشکلات کلان کشور؟
به هر حال هر چه باشد صمیمیت ، نزدیکی و احساس رفاقت مردم در مناطق دورتر با رییس جمهوری ستودنی است.
پاسخ به نظرات:
به حسین، ممنون از اصلاح و نظرات خوبت.
خدایا ! رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد و قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم ، تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ، نه از آنان که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار می کنند.